گزارشي كه مي خوانيد مربوط به شرارت هاي من و چند نفر دريك مدرسه است ؟!
اولين جلسه اعترافات من نريمان نونور را باهم ميخوانيم !؟
مدرسه گل هاي ماندگار- سالن مدرسه
ما چند نفريم ؛ من و ارژنگ و
مهرشاد و منصور اعضاي اصلي این شبکه براي منفجر كردن مدرسه بوديم ؛ تو اين
كار دستمون خالي نبود وكمك هاي آقاي معاون فف وجوسازي سرايدار مدرسه براي
سربنيست كردن مدير مدرسه ؛ انگيزه ما رو براي عملي كردن نقشمون بالا برد؟
شوراي انضباطي محله: مگه مدير چه بدي در حق شما كرده بود؟
راستش بگم ؛ هيچ بدي ! فقط
ما خواستيم مدير عوض كنيم ، قبلا آقا فف از معاونيين به علت مشاجره تند كه
با ايشون داشت ؛ از كار بركنار شد و ايشون بچه هاي مدرسه رو تحريك به بي
نظمي ؛ ريختن آشغال در مدرسه وسروصدا هاي ناجور تشويق كرد ؛ براي اين كار
پول زيادي گرفتيم!
شوراي انضباطي محله: هدف شما چند نفر براي بركناري مدير چي بود؟!
سخت گيري بيش ار حد او ؛
نمره ندادن به بچه ها ؛ وعده هاي سرخرمن دادني به همكاراش وداد وبيداد هاش
كفر همه ما رو در آورده بود ، اصلا ما با اين قيافه اش مشكل داريم چه برسه
به وجنات ديگش .
شوراي انضباطي محله: وظيفه اصلي تو چي بود ؟
كار من دو مرحله ايي بود ؛
اول اين كه با مدير مدرسه رفيق بشم ؛ پاچه خواري كنم به تمام معنا انجام
بدم ؛ امتحانش كنم ببينم ضعفي نداره تا اين وسط بتونم راحت تر زهرمو بش
بزنم.
شوراي انضباطي محله: تو اين كارت چقدر موفق شدي؟
راستش مرحله اول با موفقيت پشت سر گذاشتم ؛ نميدونم اين آدم چقدر خوش شانسه ؟!
قرار بود توي چاي مديرمرگ
موش يا گرد نخود بريزيم ! من باگرد نخود موافق بودم ؛ اخه يه جوون 14
ساله هنوز قلبش پاك هست ؛ زود دست به كارهاي سازمان يافته بزنه ؟
اما آقا فف مرگ موش تو چايي ريخت ؛ داد به سريدار آخاله رفت رو ميز مدير گذاشت ؟
شوراي انضباطي محله: تو اين كارت چقدر موفق شدي؟
2 دقيقه بعد دادش مدير اومد مدرسه ؛ اون چايي خورد اما نميدونم چطور زنده موند ؛ زود به بميارستان رسوندنش ؛ سريدار وآقاي فف فرار كردن .
شوراي انضباطي محله: پس اينحا بود لو رفتي ؟
نه! مدير براي وضع حال
برادرش مدرسه رو ترك كرد؛ ما كمي ترسيده بوديم ؛ يواشكي موبايل درآوردم به
معاون فف زنگيدم ؛ اين وسط ارژنگ منتظر دستور بود ؛ تا ببينه معاون فف چه
دستور ميده ؟
شوراي انضباطي محله: يه بچه 14 ساله موبايل ازكجا آورده بود؟
آقاي فف براي همه بچه ها خريده بودن ؛ سيمكارت شارجي ازايرانسل ها .
حتي پول شارجشم خود معاون فف مي داد.
من مهره اصلي اين گروه بودم وبايد تمام اتفاقات را گزارش مي دادم ؛ دستويي بدترين نقطه صحبت بود ولي خيلي خوب آنتن مي داد.
شوراي انضباطي محله: چرا مي خواستيد مدرسه رو منفجر كنيد؟
راستش مدرسه رو نمي خواستيم منفجر كنيم ، اما براي شروع كار وگرفتن زهرچشم از مدير شب ستاد عمليات دست به كار شد ، ازجزئيات زيادي خبر ندارم ؛ فقط يه بمب صوتي گذاشته بودیم!
شوراي انضباطي محله: بعد ازاين اتفاق بود كه دستگير شديد؟
متاسفانه بله؟ چاشني بمب
خودكار عمل كرد ، خواستيم مدير از ترس سكته كند ؛ ساعت 8 فردا زمان عمل
كردن بمب بود اما بازهم شانس نياورديم و شب به خاطر خودكارعمل كردن بمب
همه چي لو رفت ؛ شدت صداي انفجار به حدي بود كه شيشه 10 تا محل اون ورتر
شكسته شد.
شوراي انضباطي محله: براي جمع بندي دفاعيات خود چي داري بگي؟
كار بي شرمانه ما واقعا هم
توهين به فهم بچه هاي مدرسه بود و هم توهين به خودما ؛ چرا كه حداقل خود
من جديترين مباحث راجع به مسائل مدرسه، وضعيت فعلي مدرسه و نوع نگاهم
نسبت به مسئله تقلب و اتفاقاتي كه تو امتحانات رخ مي داد و همچنين
آسيبهاي كه مدرسه ديد، را مطرح كردم و اينها استدلالهاي روشني بود كه از
طرف من ارائه شد و اتفاقا بخشهايي از اين استدلال هاي روشن را قبل از
زندان رفتنم مطرح مي كنم. چون ديدگاهم راجع به به مدير از قبل از زندان
تغيير نمي كنه ولي بازندان رفتن بچه مثبتي راستگو خواهم شد وسر عقل خواهم آمد..
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط نو.........
|
تو این وب لاگ بیای لذت این دنیا را می بری سعی می کنم چیزا باحال بگذارم و این وب لاگ غیر سیاسی است.